مباحثه و هم اندیشی

فرزند دز زندگی زناشویی

 
عکس افشین اکبری
فرزند دز زندگی زناشویی
از افشین اکبری در پنج‌شنبه، 9 اردیبهشت 1395، 5:20 عصر
 
س از این که مدتی از ازدواج گذشت و جذابیت های شهوانی و رفتاری، عادی و یکنواخت شد، احساس نیاز به فرزند بیشتر می شود، به قول جلال آل احمد « زن و شوهر دو دیوار یک کوچه اند که لازم است کودکی در بین آن توپ بزند». در برخی فرهنگ ها حاملگی آیین ورود به میان سالی و بزرگسالی است. اکثر زوج های ناگزیرند تا 30 سالگی با مشکلات والد - فرزند دست و پنجه نرم کنند و به رغم هزینه های اقتصادیِ بزرگ کردن فرزند، اقدام به فرزنددار شدن می کنند. با تولد کودک، ممکن است تعارضات دوران کودکی والدین احیا شود: مردها بیشتر به فکر شغل و پیشرفت های شغلی خود می باشند، در حالی که زنان بیشتر به ایفای نقش مادری اهمیت می دهند. با تولد کودک، زندگی برای هر دو همسر به نحو چشمگیری تغییر می کند و هر دو در وظایف مربوط به پرورش کودک سهیم خواهند بود.
زن حامله که اکنون دیگر دوران جوانی و مجردی و بلاتکلیفی را پشت سر گذاشته، به نقش مادری نزدیک می شود، تغییرات ویژه ی روانی و غُددی پیدا می کند و مواجهه با او به ظرافت های خاصی می طلبد. این زن نیاز به حمایت و حفاظت بیشتر، نیاز به محبت بی پایان و نیاز به کمک در کارهای منزل و فعالیت های روزانه دارد و به عنوان زنی که در بطن خود حامل موجودی زنده است، رسیدگی بیشتری را از نظر عاطفی، جسمی و روحی طلب می کند و به همین دلایل آسیب پذیرتر خواهد بود.
زنان باردار دچار تغییرات روان شناختی می شوند. نگرش آن ها در مورد بارداری و فرزنددار شدن بازتابی از باورهای عمیق در مورد تمامی جنبه های تولید مثل است. بیشتر زنان حاملگی را وسیله ای برای خودشکوفایی و برخی از زنان، حامله شدن را فرایندی خلاق می دانند. دلبستگی روان شناختی به کودک از دوران جنینی شروع می شود. مرد نیز عمیقاً تحت تأثیر حاملگی همسرش قرار می گیرد و آهسته آهسته نگران نقش پدر شدن می شود. این زن و مرد جوان با تولد فرزند باید در نقش های خود به عنوان یک زوج یا یک فرد تجدیدنظر کنند. این در حالی است که گاهی در مورد کفایت و لیاقت خود به عنوان یک پدر یا مادر دچار تردید می شوند. باید از این پس به نیازهای برآورده نشده ی نوزاد جدید و کودک در حال رشدِ خود نیز توجه کنند. معمولاً زوج ها به این تغییرات و مقتضیات واکنش مثبت نشان می دهند.